گذری بر بخشی از دستور زبان فارسی- دری بخش سوم
نوشتاری : از دکتر حمیدالله مفید نوشتاری : از دکتر حمیدالله مفید

واژگان ترکیبی ودرست نویسی آنها

نخست واژگان ترکیبی چیست؟

واژگان ترکیبی(پیوندی)  کلماتی اند که  از دو واژه وارسته یا دو وارسته ویک یا چند وابسته ساخته شده باشند. مانند: گل اندام ، سرایدار ، کتابخانه، چلباز، داله مار، صاحبنظر، اساسنامه ، مرامنانه، دلربا، دلگیر،  کارخانه ودیگران. از ویژه گی های ساختاری آن اینست که:

1-در میان واژه های پیوندی واژ های دیگر جا نمی گیرند.

2-واژه جدیدی با چم یا معنای جدید پدید می آید.

3-پسوند جمع در فرجام واژه پیوندی می آید و واژه در حالت جمع نمی شکند.

صورت نوشتاری درست واژه های پیوندی :

واژ ه های پیوندی با بدیده داشتن واژیاحرف پایانی واژه نخست ترکیبی

1-هرگاه واژ فرجامین  واژه نخست پیوندی  واژ های (ا، د، ذ، ر، ز، ژ،وو ه) باشد واژه پیوندی  نخست ازدوم جدا نوشته می شود مانند: خدا زده، سرا پرده، بلند بالا، برد وباخت،پرگوی،برزگر،سبزپوش،غژگاو، دوا خانه وکار خانه وغیره زیرا از لحاظ نگارش پیوست نویسی آن امکان پذیر نیست.

2- هرگاه واژ های(حروف) فرجامین واژه (کلمه) نخست به واژ ها ی (ب،پ،ت،ث،ج،چ،ح،خ،س،ش،ص،ض،ط،ظ،ع،غ،ف،ق،ک،گ،ل،م،ن، وی) پایان پذیرفته باشد ُ در آنصورت واژهای پیوندی(ترکیبی) پیوسته نوشته شود ، مانند: کتابخانه (نه کتاب خانه) اساسنامه( نه اساس نامه)، گلرنگ (نه گل رنگ)غزلسرا،(نه غزل سرا)،سرایدار(نه سرای دار) کاروانسرا( نه کاروان سرا) وغیره چرا باید این واژه ها پیوسته نوشته شوند ؟

با دریغ در اغلب دستور زبانهای دری – فارسی  واژه های پیوندی را جدا نوشته اند  مانند  دست مال ،چشم چران ،قلم تراش، وغیره از دیدگاه این قلم هر گاه این واژه ها را جدا جدا بنویسیم در چم ( معنای) واژه نادرست خوانی پدید می آید، به این گونه:

اگر بنویسیم که« اساس نامه شما نادرست است » به این معنا ست که « نامه ای که شما نوشته اید اساس نوشتاری آن نادرست است» واگر بنویسیم که :« اساسنامه شما نادرست است» این به این معنا یا چم است : که ، ساختاری تشکیلاتی که در یک سازمان سیاسی ویا اقتصادی بدیده است نادرست است. به خاطر اینکه از چنین نادرست پنداری رهایی یابیم پیشنهاد می شود تا واژه های پیوندی با ویژه گی بالا را پیوسته بنویسیم. چون اساسنامه ، مرامنامه، قلمدان،  شرمگین، دانشور، غمناک،  باغچه ، گلستان، ستمگر، فیلمرغ ، دستمال،(نه دست مال) چشمچران (نه چشم چران)  قالینباف (نه قالین باف) وغیره

اکنون به گونه های واژه های ترکیبی یا پیوندی وچگونگی ساختاری آن پرداخته می شود:

دانستیم که واژه های پیوندی از دو واژه یا بیشتر از آن ساخته می شود ، که هنگام جمع بستن( چندین سازی) نمی شکند ودر زبان دری به این گونه ساخته می شود:

نخست: ترکیب (پیوند) امتزاجی: در این گونه ای پیوند چم یا معنای واژه چم  هریک از واژگان نیست بلکه از آن چم یا معنای جدید بدیده می آید  وبه این گونه ساخته می شوند:

1- از پیوند دو واژه وارسته یا مستقل :مانند: خرگوش ، فیلمرغ آسیا سنگ، روز نامه،

 وغیره

2- از نام وصفت ( ستایی) وریشه مضارع (آینده ) فعل یا گزاره مانند: نور افگن، چشمچران ، گلگیر، دکه خورک ، بجلباز وغیره.از صفتهای فاعلی چون: پرگوی، گلفروش ، قالینباف، قلمتراش ،گپشنو وغیره

از صفتهای مفعولی  چون : پیاده رو ، دلشکسته ، دلباخته ، رنگپریده، وحشتزده وغیره.

از نام وریشه گذشته گزاره یا فعل چون: دستپخت ، زر خرید ، سرگذشت وغیره.

از شمارش یا عدد ونام چون: چهارراهی ، دو روی،چهارزانو،چهل دختران وغیره

وبا افزودی (ه) کوتاه(غیر ملفوظ) چون سه برگه .

با ضمیر مشترک (خود )  با ریشه گزاره یا فعل  یا نام  یا صفت (ستایی)  چون: خودکار ، خود اموز، خود ساز وخود نما.

از پیوند نام با ستایی یا صفت چون : پیشانیترش، سیاه بخت، ریشسفید وپاکدامن وغیره

دوم: پیوند تکراری یا (دوباره یی) که از تکرار یا دوباره یی دو واژه  ساخته می شود چون: ربو ربو،تکه تکه،بگیر بگیر، بدو بدو، نقنقی و سرسری . با افزودی (ا) در میانه  چون لبالب،سراسر،برابر،رویاروی. پیاپی. با افزودی (نشانه پیوندی  ) یا حروف ربط(به)  ویا (در) در میان چون: روز به روز وپی در پی

سوم ترکیب یا پیوند عطفی که با واو عطف ساخته می شود. چون:آب وهوا، دست وگریبان، کار وبار،لنگ ولاش ،تکه وپارچه ، نشست وبرخاست، برد وباخت، ناز ونخره،جرت وفرت

چهارم ترکیب پیوسته: که از پیوند دو اسم ساخته می شود.مانند:،کله پاچه، پدر مادر،دامن جاکت ، سبزی پلو، قورمه سبزی وغیره.

گفتنیست که پیوند سازی را در همه  زمینه های نوشتاری نمی توان یکسان نوشت به این ترتیب:

هرگاه پیشوند"هم"  باواژه ی پیوند یابد و قید یا صفت را بسازد، به گونه ی پیوسته نوشته می شود مانند: همکار ونه هم کار، همراه ونه هم راه، همسایه ونه هم سایه، همسر ونه هم سر

: هرگاه واژه ی «هم» در آغاز واژه هایی بیاید که با «الف» آغاز می شوند، جدا نوشته می شود، مانند: هم اتاق ونه هماتاق، هم احساس ونه هماحساس، هم اعتقاد ونه هماعتقاد، هم افق ونه همافق و غیره

اگر واژه یی پس از«هم» با واژ «م» آغاز شود، نیزباید جدا نوشته شود مانند: هم مرز ونه هممرز، هم مشرب ونه هممشرب، هم مسلک ونه هممسلک و غیره.

هر گاه واژه ی "هم" به عنوان قید مستقل به کاررود، جدا از واژه ی پسین خود نوشته می شود مانند: هم این ، هم آن ،هم گفت ،هم عمل کرد و هم درس می خواند، هم کار می کند و غیره

هرگاه حرف اضافه(به) ( نمیدانم چرا حرف اضافت؟ اضافت که در زبان عربی (اضافه) است، به چیز های گفته می شود که افزون ویا بیرون  از نیاز باشد وبه دردی چیزی نه خورد ،در حالیکه حروف اضافت در فراز ها یا جمله هاضروری می باشندوجمله ها یا فراز ها را پیوند ومعنا می دهند پیشنهاد می شود تا بجای حروف اضافت (واژگان وابسته ساز) نامیده شوند، بهتر است. نخست از تقلید تازی گرایی بی معنا  می غنایمودوم اینکه واژگان ما چم یا معنا می یابد.) که به (ه) کوتاه پایان پذیرد و در آغاز واژه آید جدا نوشته می شود مانند : «به خانه برو» درست و«بخانه برو» نادرست، « به من دروغ نگو» درست و«بمن دروغ نگو» نادرست.«« به تو چی؟» درست و«بتو چی ؟» نادرست.

مگر نباید فراموش کرد که برخی  وامواژگان  تازی نیز به واژ(ب) می آغازد که  در زبان دری کاربرد گسترده دار مانند: بلا تکلیف ، بلافاصله ، بلا قید وشرط وغیره که این (واژ ب) باید پیوسته نگاشته شود زیرا اگر بنویسیم که «به لا تکلیف» یا «به لا قید وشرط» نادرست است زیرا ( واژب)واژ اضافه یا (وابسته ساز )  نمی باشد. با درود .

( پایان بخش سوم) یار زنده وسخن مانده دار !

 


April 14th, 2012


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان